حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 202

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

و آتشكده‌ها روشن گرديد و برگشت مردم بمذهب زرتشتى از اينجا حاصل شد كه مذهب عيسوى در ميان سواد مردم هنوز ريشه ندوانيده بود از وقايع سلطنت يزدگرد عهدنامه‌ايست كه با روم شرقى بست و بموجب آن تئودوس متعهد شد كه روميها استحكاماتى در نزديكى حدود ايران بنا نكنند و نيز قبول كرد ساليانه مبلغى بپردازد تا دولت ايران يك ساخلو قوى در دربند ( قفقازيّه - كنار درياى خزر ) نگاهداشته نگذارد مردمان شمالى به طرف ايران و روم شرقى تجاوز كنند يزدگرد در جنگهاى خود با هياطله بهره‌مندى بهرام گور را نداشت و ليكن باوجوداين موفّق شد كه از تاخت‌وتاز آنها در حدود ايران جلوگيرى كند اين جنگها از 443 تا 451 م . دوام داشت هفدهم - هرمز سوّم - ( ائوهرمزد ) بعد از پدر بواسطه اينكه برادر بزرگتر او فيروز در سيستان و دور از پايتخت بود بتخت نشست ( 457 م . ) فيروز بر اثر اين خبر نزد خان هياطله رفته با كمك او تخترا از برادر گرفت هيجدهم - فيروز اوّل ( پيروز ) بعد از برادر به تخت نشست ( 459 م . ) در زمان اين شاه خشگسالى و قحطى بزرگى در ايران روى داد كه چند سال طول كشيد ولى فيروز مملكترا خوب اداره كرد توضيح آنكه در ماليات‌ها تخفيف داده غلّه و آذوقه از خارجه براى اهالى تهيّه كرد و قرار داد كه اغنياء بضعفاء كمك كنند عيد آب‌ريزگان در اين زمان تأسيس شد و بيادگار بارانهائى بود كه آمد در زمان اين شاه جنگى با بيزانس روى نداد زيرا هردو دولت گرفتار مردمان تازه‌نفس شمالى بودند كه بممالك آنها حمله مىكردند در ايران هياطله و در روم شرقى هونها و مردمان ديگر در اين زمان ارّانيها